![]() |
![]() |
|
| رسالت فرهنگی |
|
توضیح به یک دوست: سلام دوستان عزیز، امیدوارم هر کجای مهین عزیزمان ایران که هستید ،شاد و سلامت باشید .نمی دونم این نوشته را از کجا شروع کنم و چی بنویسم ، ولی از آنجایی که برسم ادب و طریق گذشته نوشته هایم را با مقدمه شروع می کنم . می خواستم در پاسخ به دل نوشته یک دوست که گفته بود: نمي دونم كارتون چيه و تحصيلات شما در چه سطحيه؛ فقط مي دونم جاي آدمي مثل شما هم در فضاي مجاز نيست؟ باید عرض کنم خواهر یا برادر بزرگوار هدف من از نوشتن ،فقط و فقط نگه داشتن حرمت قلم هست و نه چیز دیگر ،خوب من ، مهربان صمیمی هدف من از نوشتن وبلاگ جذب مخاطب کاذب نیست بلکه هدف من آشنایی واقعی اهل قلم با یکدیگر است نه چیز دیگر... نوشته اید به اعتقاد من در اين فضا هيچ بذري به عمل نمي ياد! نمی دونم منظورتون از کاشتن بذر چیست ؟ مگر غیر از این است که من و شما همگی مال این آب و خاکیم و تمام در این سرزمین نفس می کشیم ، پس چرا باید تافته ی جدا بافته باشیم ، فرق من و شما با دیگری در چیست ؟ آیا در مدرک تحصیلیمان خلاصه می شود یا حلاج وار بر سر میدان دار رفتن و از تب و تاب عشق سخن گفتن...... چه فرقی می کند که من چه کاره باشم و تحصیلات من چی هست ، چون گفته اند:ببینید کلام چیست ، نبینید گوینده کلام کیست؟ عزیز نادیده ،من نیز می توانستم برای جذب مخاطب وبلاگم ، فقط کافی بود با گذاشتن فیلتر شکن ، چند کلیپ و ... استفاده کنم تا روزانه بالای ۵۰۰ مخاطب داشته باشم ، اما گذاشتم تا دیگران این کار را کنند و من همان بذری که به زعم شما هرگز ثمری از آن نتوان یافت را در قلب های بعضی از بندگان بنشانم ، به امید آنکه تا شاید دستی از غیب بر آید ...(رسالت فرهنگی) اما پیش از این نمی نویسم و قضاوت را به خوانندگان وبلاگ می سپارم تا شاید بنویسند که ...... فرهنگ واژه فرهنگ با خرد ملتها گره خورده است ،هر ملتی که خرد آن ایستا بماند به ناچار فرهنگ محصور می ماند و تقلید کورکورانه بر آن جامعه حکم فرما می شود . فرهنگ یک جامعه با باورهای هر جامعه ی عجین شده و در هر جایی که باورهای منطقی رشد کند نشان دهنده حرکت و موج فرهنگی در آن جامعه است. می توان گفت باورهای هر ملیتی نشات گرفته از آگاهی های مغزی آن جامعه است که با کم رنگ و یا پر رنگ شدن یک باور بر کاستی یا افزایش آن فرهنگ تاثیر گذار است. فرهنگ ، باورهای اجتماعی است که به بخش های مختلفی تقسیم می شود،مانند فرهنگ اجتماعی ،فرهنگ اقتصادی،فرهنگ دینی و ...که گفتگو راجب به هر کدام از این مقوله ها از حوصله این پست خارج است. بطور کلی می توان اشاره کرد که فرهنگ باورهای بالقوه مردمان یک قوم است که پشتوانه آن ، گذشته تاریخی آن قوم است که آرام آرام می تواند بر ملیت های دیگر تاثیر گذار باشد. اما آنچه فرهنگ ایرانی را می تواند متمایز از فرهنگ سایر قومیت ها کند پشتوانه تاریخ ۷ هزار ساله این ملت است که می تواند جایگاه فرهنگی آن را تثبیت کند. فرهنگ در ایران باستان پیشرفت عقلانی و منطقی خرد بود ، بگونه ای که زبان زور در آن جایگاهی نداشت.فرهنگ در ایران باستان حرکت به سمت جلو بود بگونه ای که تخت جمشید نهاد پایتخت فرهنگی ایران و شوش پایتخت سیاسی ایران بود که متاسفانه با حمله اسکندر پایتخت فرهنگی ایران دستخوش حوادث گردید ، به شکلی که اسکندر مقدونی پس از غلبه بر ایران ۳۰ هزار نفر جوان ایرانی را به روم فرستاد تا شیوه زندگی باختر بیاموزند و به ایران باز گردند و پس این زمان بود که آرام آرام دوره ایستایی در فرهنگ ایران حادث شد و امروز اگر هنوز فرهنگ ایرانی در جهان جایگاه دارد باید گفت بخاطر بجا ماندن بخشی از نهادهای فرهنگی و جشنواره های ایران باستان نظیر جشن نوروز،تیرگان و...است پس می توان گفت : فرهنگ پیشرفت است و سنت ایستایی حال برای حفظ این میراث غنی، یعنی فرهنگ ،ضرورت مهندسی فرهنگی امری اجتناب ناپذیر است. این بحث ادامه دارد... ادامه این بحث مهندسی فرهنگی و مهندسی فرهنگ ...
نوشته های یک دوست
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دوازدهم اسفند 1386ساعت 15:20 توسط بهانه آشتی یک دوست |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
توبه نامه ادامه دل نوشته های یک دوست نادیده است...
این نه منم به رهزنی سیم برا حذر مکن آمده ام که دل برم ... |
| نوشته های پیشین |
|
خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 |
|
RSS
|